روز دانش آموز کلاس پنجم1394


سلااااام
سلام به دردونه ی عزیزمن
روز دانش آموزت مبارک عزیزدل
مامان فدات بشه که رسیدی به روز دانش آموز کلاس پنجم...
الهی بری دانشگاه فدات شم...
امسال نزدیک روز دانش آموز میگفتی بریم شهرقلم کادو بگیرم
متاسفانه شب قبلش از باشگاه اومدیم مریض شدی و تا صبح تب
کردی؛منم تاصبح کنارت روی تخت خوابیدم و صبح مدرسه نفرستادمت
بردمت دکتر،جناب دکترهم یه آمپول نوشت اونجا زدی باباهم که اداره بود
میگفتی نمیزنم بابا تلفنی باهات حرف زد ؛خلاصه با هزار مکافات آمپول رو
زدی؛حالت بهترشد غروب هم رفتی کلاس زبان،روز بعدش بردیمت شهرقلم
خرید کردی؛اماباز جمعه سردردو تب داشتی؛تشخیص من این بودکه آب بدنت
کمه,چون داروها بهت سازگار نبودن؛سوپ هم که نمیخوری؛به اصرار آب پرتغال
گرفتم دادم خوردی وسوپ درست کردم حالا بماند که داروهارو با ولع بهتری
میخوری؛باز تصمیم گرفتیم ببریمت دکتر ؛بردیمت صابرین خانوم دکتر گفت
چیزیت نیست داروها سنگین هستن دیگه بهش نده,فقط دوغ و ماست و موز
اومدیم بیرون با خوشحالی به بابا گفتی حالا برام یه سک سک بخر؛بابا با
صدای بلند خنده اش گرفت؛رفتیم برات سک سک خرید اما روز شنبه باز
گواهی پزشکی گرفتی.
الهی توی هیچ خونه ای بچه ای مریض نشه
خدایا به همه ی کودکان سرطانی لباس عافیت بپوشان
چندتاعکس درادامه


از اینکه این کتاب رو انتخاب کردی خیلی خوشحال شدم؛خیلی هم خوشت اومده
و میگی باید بقیه جلدهارو بخرم.شماکتاب بخونی من همیشه برات
میخرم عزیزدلم



این عکسم کنارماشین پلیس عمو رامین گرفتی

آرزوی منه مادر سلامتی تنها گل گلخونه ی ماست
خیلی دوستت دارم



روز دانش آموز کلاس پنجم1394
